کد مطلب : 6362
13 آبان 1397 - 19:40
تعداد بازدید : 478 بار
اخبار » گزارش

جشن ۲۰۰ سالگی تاسیس انستیتوی شرق‌شناسی آکادمی علوم روسیه با حضور صدها تن از مقامات و شخصیت‌های علمی و سیاسی داخلی و خارجی در محل سالن تجارت جهانی مسکو برگزار شد.

به گزارش ایسنا، در این مراسم مقامات ارشد سیاسی از جمله وزیر و معاون وزیر خارجه و مقامات پیشین کشورها، سفرای مقیم و برخی شخصیت‌های علمی از کشورهای مختلف حضور داشتند.

در این نشست مهدی سنایی، سفیر کشورمان در روسیه، سیدمحمدکاظم سجادپور، معاون وزیر امور خارجه و رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی و کیهان برزگر رئیس پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه شرکت داشتند.

در ابتدای این مراسم پیام پوتین رئیس‌جمهور روسیه خطاب به شرکت‌کنندگان، توسط پسکوف سخنگوی کرملین قرائت شد.

 علاوه‌بر این، پیام‌هایی از سوی سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، والنتینا ماتیونکا، رئیس شورای فدراسیون روسیه، ویتالی نائومکین، رئیس آکادمی علوم روسیه و تعدادی از نمایندگان دومای دولتی روسیه و سایر مقامات سیاسی و علمی این کشور قرائت شد.

در این مراسم سیدمحمدکاظم سجادپور در سخنانی ضمن تجلیل از جایگاه انستیتوی شرق‌شناسی و مسئولان فعلی و قبلی آن به‌خصوص «ویتالی نائومکین» و «یوگنی پریماکف» رئیس سابق این مرکز و وزیر امور خارجه سابق فدراسیون روسیه، به نقش برجسته انستیتو شرق‌شناسی در برقراری ارتباط بین دو جامعه ایرانی و روسی و دو دولت اشاره کرد و افزود: ارتباطی مستمر بین مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی ایران و انستیتوی شرق‌شناسی روسیه برقرار است و همکاری‌های زیادی صورت گرفته که از جمله می‌توان به برگزاری کنفرانس پنج قرن روابط ایران و روسیه در تهران و مسکو طی سال گذشته اشاره کرد.

به گزارش ایسنا، این انستیتوی علمی ـ تحقیقاتی به‌صورت تخصصی بر مسائل کشورهای آسیا و شمال آفریقا متمرکز است. ایران‌شناسی همواره یکی از زمینه‌های اصلی فعالیت انستیتوی شرق‌شناسی بوده و بر همین اساس یک بخش مجزای ایران دارد که ایران‌شناسان برتر روسیه در آن حضور دارند. اساتید و کارشناسان این بخش ضمن برگزاری همایش‌ها و میزگردهای مختلف، با هیأت‌های علمی و دانشگاهی ایران نیز دیدار داشته و طی سال‌های اخیر کتاب‌های زیادی با موضوعات سیاسی، تاریخی، فرهنگی و اجتماعی ایران منتشر کرده‌اند.

****

حسین متقّی در کانال تلگرامی "میراثِ اسلامی- ایرانی در روسیه" این مطلب را درج کرده بودند:

به مناسبت برگزاری این همایش و جشن مذکور، یادکرد نکته ای خالی از لطف نخواهد بود. یکی از کارهای ارزشمندی که دوره قبل صورت گرفت، کتاب گرانسنگِ «جهان ایران شناسی» تالیف شجاع الدین شفا بود، که در آن اصول مورد احتیاج مراکز ایران‌شناسی مختلف جهان گردآوری شده بود. در مقدمه هر یک از فصول این مجموعه، تاریخچه روابط فرهنگی ایران با کشورها مورد بحث و تاریخچه مطالعات ایران‌شناسی در کشورهایی که سابقه این نوع مطالعات را دارند به طور مختصر ذکر شده بود. شوربختانه نگارش و انتشار این کارستان سترگ، در همان جلد نخست متوقف گردید و با پیروزی انقلاب، ادامه نیافت.

کشورهایی که در مجلد نخست آن، مورد بررسی قرار گرفته اند، به ترتیب عبارتند از: آرژانتین، آلبانی، آلمان و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی (روسیه، اوکراین، آذربایجان، ارمنستان، ازبکستان، استی، تاتارستان، تاجیکستان، ترکمنستان، داغستان، قزاقستان و گرجستان).

همانطور که فوقاً اشاره گردید، در این کتاب ابتدا تاریخچه روابط فرهنگی بیان شده، سپس مراکز مطالعات ایران شناسی، مراکز تدریس زبان فارسی، مراکز آثار هنری و نشریات خاورشناسی در کشور مربوط به بحث معرفی شده‌اند.

در بخش مربوط به فدراسیون روسیه، در کنار معرفی حوزه فعالیت مراکز علمی روسیه، همچون انستیتو خاورشناسی، همچنین در صدها صفحه گزارشی بسیار ارزشمند از صدها، اثر ایرانی ترجمه شده به روسی، دهها پایان نامه و مقاله نگارش یافته درباره ایران، منعکس شده است (حدود 2000 اثر)، ضمن اینکه متاسفانه حدود 50 سال است این داده ها، به روز رسانی نشده است (قاعدتاً یکی از موضوعات اصلی رایزنی فرهنگی باید باشد)، از هزاران مقاله و پایان نامه و رساله های دانشگاهی نوشته شده درباره ایران، در دانشگاه های فدراسیون روسیه، بی اطلاعیم، متاسفانه، در چهل سال گذشته تقریباً کار خاصی نکرده ایم، در همین مقدار معرفی لیست کارهای انجام درباره ایران هم ناتوان بودیم و قطعا تا برسیم به معرفی پژوهشهای روسها درباره اسلام و تشیع به جامعه علمی ایران و معرفی دهها هزار ماده تاریخی از مواریث کهن اسلامی، شیعی و ایرانی (نسخ، کتیبه ها، اسناد و.. )، فاصله بسیار بسیار طولانی داریم، این برای جامعه علمی کشور حقیقتا پذیرفتنی نیست.

برای نمونه، استاد گرانقدری (دکتر پروزوروف)، رساله دکتری اش در دهه 1970 میلادی درباره فرق الشیعه نوبختی بوده باشد و یا مطالعات ارزشمند نسبتاً گسترده ای در زمینه غلوپژوهی در شیعه با محوریت مفضل بن عمر جُعفی انجام داده باشد، در حالی که هیچ مرکزی علمی در ایران (منظور مراکزی که در این حوزه ها فعالیت دارند)، بنده سالهاست در دانشگاه ادیان هستم که اصولا موضوعش همین داده هاست، ابدا خبری ندارند (دیواره بتونی زبان  سنگین روسی مانع از دسترسی روان محققان به داده هاست)، متاسفانه بعد از کار شفا، حتی لیستی هم از این کارها به زبان فارسی ارائه نشده است (اگر باشد لااقل بنده بی اطلاع است)، تا چه رسد به تحلیل داده ها و بررسی رویکردها و سمت و سوی مطالعات ایران شناسی در دانشگاههای روسیه و متاسفانه با اینکه در این سالها به صورت روزمره دهها معرفی و گزارش برای مثال در وبسایت رایزنی فرهنگی روسیه، به صورت پراکنده منتشر شده است، اما هیچگاه این کارها، در اثری منسجم و روشمند برای جامعه علمی ایران معرفی و منتشر نگردیده است.

نباید فراموش کنیم، این سخنان هرگز به معنای انتقاد از سفرای فرهنگی ما نیست، آنان قطعاً در سالهای گذشته، در دوره مأموریت خودشان، کارهای ارزشمندی انجام داده اند، برای نمونه در دوره مأموریت جناب آقای دکتر ابراهیمی ترکمان، در معرفی چند هزار میراث مکتوب فارسی در فدراسیون روسیه، گامهای بزرگی برداشته شد، به جرأت بگویم، با اطلاع عرض میکنم، در پی این اقدام سترگ فرهنگی و مبتنی بر انتشار همین داده ها، دهها پژوهش در کشور صورت گرفته و دهها کار دانشگاهی ارزشمند نیز در حال انجام است، اما به نظر میرسد، باید یک نگاه درون سازمان فرهنگ اصلاح شود، اینکه بارها حقیر از مسؤولین سازمان برای نمونه شنیده است: «اولویت سازمان نسخ خطی نیست»، حقیقتا برای جامعه علمی کشورمان هرگز پذیرفتنی نیست، بنده با اطلاع عرض میکنم، از حدود هفتاد هشتاد رایزنی کشورهای مختلف استفسار نموده ام، تقریبا جملگی، بعد از رفع نیازهای علمی و فرهنگی محققان دولت مطبوعشان، بر معرفی میراث تمدنی و فرهنگی (حتی یک سند مرتبط) تاکید کرده و جزء اصلی ترین رسالت دانسته اند، به اعتراف همه دلسوزان، قطعا با معرفی ظرفیتهای خاموش علمی نهفته در جای جای این کشورها هست که زمینه ها و بسترهای ارتباطات علمی - فرهنگی حاصل میشود، بلاشک اگر اگر اگر، هر عزیز بزرگواری که مسؤولیت سنگین رایزنی فرهنگی یک کشوری را میپذیرد، تصمیم بگیرد دو اثر را در دوره مأموریت خویش در برنامه انجام قرار دهد، یعنی:

الف. معرفی تمامی آثار مکتوب (شامل کتابهای چاپی، مقالات و پایان نامه های دانشگاهی) مرتبط با ایران 

ب. معرفی تمامی مواریث تمدنی و فرهنگی ایران (نسخ خطی، اسناد، کتیبه ها و..) در جای جای محل مأموریت خود

منتشر سازند، ما هر ساله دهها ماده ناب پژوهشی ایران شناسی به مراکز علمی در داخل تزریق کرده ایم، حتی برای همان دولتها هم ارزشمند است، چون معمولا اولویتی برای دولتها در معرفی میراث و فرهنگ دیگر ملتها، وجود ندارد، به این ترتیب، بهترین روابط فرهنگی ایجاد میگردد، بارها عرض کردیم چه پلی مستحکم تر و پایدارتر از این سراغ داریم برای بسترسازی تعاملات ملتها و دولتها و گسترش روابط فرهنگی؟

پایان سخن اینکه، به نظر میرسد آگاهی از سرتیتر فعالیتهای علمی، به دگر تعبیر تهیه یک فهرستواره جامع (بلاشک در حد همان کار شفا هم باشد قابل قبول است)، منتشر شده یا نگارش یافته (پایان نامه ها عمدتا منتشر نشده اند) و نیز کارهای در دست انجام در جای جای روسیه یا هر کشوری دیگر، یک ضرورت انکار ناپذیر است.

بین سالهای 1825 تا 1864 که اوج فعالیتهای خاورشناسان فرانسوی و آلمانی در شهر سنت پترزبورگ بود، دهها نشریه بسیار ناب، حاوی داده هایی بسیار ارزشمند (بیشتر به زبان آلمانی و فرانسوی) منتشر گردید، مجله هایی گرانسنگ مانند

Bulletin de l'Academie

Melanges asiatiqu

مشحون از مقالاتی از دانشمندانی همچون دورن/دارن (Dorn) و خانیکوف و امثالهم درباره اسلام، ایران و مطالعات شرق شناسی که امروزه زینت بخش قفسه های کتابخانه های روسیه، همچون دانشگاه سنت پترربورگ است، شایسته است، از سوی متولیان فرهنگی کشور، این هزاران داده مرتبط با فرهنگ ایران، تولید شده در فرایند دویست ساله خاورشناسی در روسیه، برای مجامع علمی داخلی، به زبان فارسی، بازنموده شود.

 

 

کد امنیتی
تازه کردن

تازه های نشر

آمار بازدیدکنندگان

مهمانان :

120 

امروز :
دیروز :
این هفته :
این ماه :
بازدید کل :
243
1194
3479
71534
15665938