کد مطلب : 6956
14 دی 1398 - 12:51
تعداد بازدید : 172 بار
اخبار » مقالات

دربارة زنده  یاد امتیاز علی عرشی

امتیاز علی عرشی (1904- 1981) در رامپورِ هندوستان به دنیا آمد. عربی و فارسی را مدرسة دینی مطلع العلوم و مدرسة دینی عالیة رامپور فرا گرفت. در 1924 مدرکِ مولوی فاضل و منشی فاضل را از اورینتل کالج، دانشگاه پنجاب (لاهور) گرفت. مدتی در دارالعلوم ندوة العلما مشغول به کار شد. کتاب‌خانة رامپور زیرِ نظرِ علامه نجم الغنی خان رامپوری اداره می‌شد. پس از درگذشتِ وی، ریاستِ کتابخانه به مستر جی.ای.چیپ مین واگذار شد. وی کتابدارِ پیشینِ «امپریل لائبریری» در کلکته (امروزه به «نیشنل لائبریری« کلکته معروف است) و مدیرِ پیشینِ بخش فهرست سازی خدابخش لائبریری پتنا بود. وی با دیدنِ استعداد و ذوقِ علمیِ امتیاز علی عرشی، از او دعوت به کار کرد. مرحوم عرشی زیرِ نظرِ او و به عنوانِ کتابدار در نهایتِ دقت، کتاب‌ها و نسخه‌هایِ خطی را فهرست‌نویسی می‌کرد. تا این که در 1932 ریاستِ کتاب‌خانة رامپور به وی سپرده شد. مرحوم عرشی تا پایان عمر به بهترین شکل در کتاب‌خانة رامپور کار می‌کرد. زیرِ نظرِ او به صحافیِ کتاب‌ها و نسخه‌ها سروسامان داده شد. وی بسیاری از افراد را تشویق می‌کرد که کتاب‌ها،نسخه‌ها و نوادراتشان را به کتاب‌خانه اهدا کنند. بسیاری از نسخه‌هایِ عربی، فارسی و اردو زیرِ نظرِ او فهرست‌نویسی شدند. مرحوم عرشی نسخه هایِ خطیِ عربیِ رضا لائبریری رامپور را به انگلیسی در شش جلد فهرست نویسی و چاپ کرد. به درخواستِ شیخ مبارک علی – تاجرِ کتبِ مشهور در هندوستان- کتاب هایِ درسیِ عربی مقطعِ ایف.ای و بی.ای را از عربی به اردو ترجمه کرد و در این رابطه سال ها نامه ها، خطبه ها و اقوالِ حکیمانة خلیفة دوم را جمع آوری می کرد که هرگز فرصت تکمیل و چاپش را پیدا نکرد. (برگرفته از: اصلاحی، مارس 1981: 230 تا 234)

به مناسبتِ شصت و یکمین زاد روزِ مولانا امتیاز علی عرشی، دو تن از دانشمندانِ برجستة هند: مالک رام (1906-1993) و مختار الدین احمد آرزو (1924- 2010) مجموعه مقالاتِی دربارة او گردآوری کردند که در 1965 به نام «نذرِ عرشی» از دهلی به چاپ رسید. برایِ تصحیحِ دیوانِ اردوِ مرزا غالب دهلوی – معروف‌ترین شاعرِ زبانِ اردو-  از طرف ساهتیه آکادمی در 1961 جایزه به وی اعطا شد. با حضورِ رئیس جمهورِ وقتِ هند – دکتر ذاکر حسین- در 20مارس 1966 «جشنِ عرشی» برپا شد. در 1972 از سوی رئیس جمهورِ وقتِ هندوستان – وی.وی.گری- به پاسِ خدماتِ گران بهایِ وی در زمینة عربی، «سرتیفیکیت آف آنر» [نشانِ افتخار] را به وی اهدا شد. در 25-26 فوریه 2005 در دهلی نکوداشتِ صد سالگی عرشی برگزارشد. برخی از مهم‌ترینِ آثارِ مرحوم امتیاز علی عرشی در زمینة عربی و فارسی:«امام سفیان ثوری زندگی و آثار»، «نسخة کهن از صحیحِ مسلم در هندوستان»، «امام ابن حزم طاهری و کتابِ او الانساب»، «نسخه ای نادر از رباعیاتِ عمر خیام»، «عمر خیام و خاقانی در مرصاد العباد»، «سمعانی و کتابش الانساب»، «نظامِ تعلیم و تربیتِ زرنوجی»، «آداب المتعلّمین و محقق طوسی»، «طبقات الفقهاء الشافعیة الوسطی»، «تاریخِ محمدی و مولفِ آن»، «اخبار الزمان (بخشی از کتابِ الاوسطِ مسعودی)»، «دیوانِ ابوطالب کلیم (معرّفیِ اشعارِ موجود در نسخة کتابخانة رضائیه)»، «نادراتِ شاهی» (شعرهایِ فارسی، اردو و هندیِ جلال الدین شاه عالمِ ثانی). نیز «استناد نهج البلاغه» ارزشمند ترین اثرِ مرحوم عرشی، با ترجمه، تعلیقات و حواشیِ مرتضی آیت الله زاده شیرازی در ایران به چاپ رسیده است. شایانِ ذکر است که مجموعه مقالاتِ مرحوم امتیاز علی عرشی دربارة زبان و ادبِ فارسی، به کوشش: اخلاق احمد آهن از سویِ ایجوکیشنل پبلشنگ هاوس (2007، دهلی) منتشر شده است.

متنِ مقاله

در کتاب خانة رامپور[i] نسخه‌ای خوش خط کوچکی به زبانِ ترکی است که دارایِ اشعار زیادی است[1]. در خاتمه آمده است:

حرّره بابر دوشنبه 15 ربیع الآخر 935 هـ..

از همین جملة آخر چند نکته فهمیده می شود:

الف- اوّلین پادشاهِ مغولان در هندوستان – بابر[ii]- در روزِ دوشنبه 15 ربیع الآخر 935 مطابق 1528 این کتاب را نوشته است. از آن جایی که کاتب پادشاه است پس کاتب معمولی نیست و پادشاه برایِ مطالعة خودش این کتاب را نوشته بود.

ب-همة این کتاب را بابر به قلمِ خود نوشته بود. زیرا بابر در تزکِ بابری[iii] اشاره کرده است که هرگاه فرصتی می یافته است حتّی در میدانِ جنگ به تمرینِ خوشنویسی می پرداخته است. بنابراین خواننده در کتابتِ این نسخه به قلمِ شهنشاه بابر حتی یک لحظه نمی تواند تامّل کند.

ج- نکته ای که برایِ ما جالب است این است که بابر تقریباً دو سال و نه ماه پس از فتحِ هندوستان این کتاب را نوشته است. زیرا او در 7 رجب 932هـ مطابق آوریل 1526 ابراهیم لودی را شکست داده بر هندوستان تسلّط یافت.

این از خاتمة کتاب. اکنون سرورق کتاب را ببینیم. در سرورقِ کتاب این عبارت آمده است:

هو- والدیّه به خطّ ِ حضرتِ فردوس مکانی قدّس الله سرّه العزیز حرّره بیرم 968 هـ.

خان خانان محمد بیرم خان[iv] سپهه سالارِ همایون[v] و معلمِ اکبر شاه[vi] بوده است. بیرم خان تاکید دارد که خاتمة نسخه را بابر نگاشته است و کاتبِ خودِ بابر است.

بیرم خان در اواخرِ جمادی الآخر 967 هـ مطابق اواخرِ مارس 1560 معزول شد و در راه سفرِ حج  روزِ جمعه 14جمادی الاول 968 هـ مطابق 31 جنوری 1561در گجرات به قتل رسید. بنابراین این تحریرِ بالا، ده ماه پس از معزولی و حدودِ دو ماه پیش از قتلش نوشته شده است. نیز به یقین می توان گفت که در دورة همایون یا اکبر این کتابچه به بیرم خان رسیده بود و تا هنگامِ قتل نزدِ او بوده است.

بیشتر از بیرم خان، عالمِ اسرارِ این خاندان کم بوده است. پس ظاهراً شکی نمی تواند باشد که بیرم خان در کاتب بودنِ بابر برایِ این نسخه اشتباه کرده باشد. اما حقیقت این است که بیرم خان را جملة «حرّره بابر» به اشتباه انداخته است. این راز از حاشیة صفحة آخر فاش می شود:

این رباعیِ تُرکی و اسمِ مبارک به تحقیقِ خطّ ِ اعلی حضرتِ فردوس مکان بابر بادشاه غازی انارالله برهانه است:

حرّره شاه جهان بن جهانگیر شاه بن اکبر شاه بن همایون بن بابر بادشاه.

 

شاهجهان[vii] گُلِ سرسیدِ خاندانِ بابری است. یقیناً او به نوشته هایِ بابر علاقه داشته است. وقتی این کتاب را به همراهِ تحریرِ بیرم خان دیده است طبیعتاً باید دربارة این انتساب تحقیق می کرده است. چرا که او مسلماً نوشته هایی از بابر در اختیار داشته است. بنابراین معلوم می شود که فقط رباعیِ تُرکی بعد از خاتمة کتاب که زیرش «بابر» نوشته شده است به قلمِ خودِ بابر است و نه همة کتاب. بقیة کتاب را خطّاطِ دیگری برای پادشاه پاک نویس است.

این رباعی هنوز هم باقی مانده است. البته مصرعِ چهارم به دلیلِ پوسیدگیِ کاغذ خوانا نیست و کلمة «بابر» کاملاً از بین رفته است. وقتی من تمامِ رساله را خوانده دیدم که صفحاتِ مختلف، اشتباهاتِ کاتب اصلاح شده است. خطی که با آن اصلاحات صورت گرفته بود عیناً خطِ رباعی نوشته شده است. یعنی بابر مسودّه اش را با این نسخة خوشنویسی شده، خودش مقایسه می کرده است.این ویژگی بر ارزشِ نسخه می افزاید.

الغرض! از نوشتة بیرم خان برمی آید که این رساله تا سفرِ گجرات همراهِ او بوده است. اما پس از قتلِ بیرم خان این رساله نزدِ چه کسی بوده است و چند دست چرخیده است تا به شاهجهان رسیده است.در صفحة اول کتاب چند تحریر و در پایانِ هر تحریر مُهری ثبت شده است. دو مُهرِ اوّلی تاریخِ  6 تیر 50 و 21 مِهر 16 دارند. اما مُهرهایِ دیگر را نمی توان خواند. عبارتِ تحریرِ سوم خوانا نیست اما از مُهرِ ثبت شده معلوم می شود که تحریرِ امانت خان شاهجهانی[viii] است. زیرا از اکبر شاه تا جهانگیر[ix]  آوردنِ ماه هایِ ایرانی و الله اکبر در اولِ هر تحریر [معمول بوده است]. در نتیجه این دو تحریر مربوط به دورة اکبر و جهانگیر می باشد و تحریرِ سوم مربوط به دورة شاجهان. پس به طورِ یقین می توان گفت که این کتابِ بابر، کم از کم در پنجمین سالِ جلوسِ جهانگیر (1019هـ/ 1610)به ملکیتِ او در آمده بود. چطور و چگونه؟ این نکته در پردة راز است. شاید عبدالرّحیم خان خانان[x] به او داده است یا کسی آن را دزدیده بعد از چند دست توسّطِ یک درباری به پادشاه رسیده است. جهانگیر معمولاً روی نسخه هایِ نادر یادداشتی می نوشت.اما جایِ شگفتی است که این نسخة بسیار نادر، حتّی عبارتی به قلمِ جهانگیر ندارد.البته هر چه باشد او پادشاه بوده و طبقِ میلش عمل می کرده است.

امانت خان که تحریرِ آخری را نوشته است از سردارانِ دورة شاهجهان بوده است. نامش عبدالحق و برادرِ ملّا شکرالله مخاطب به افضل خان. از نسخ نویسان بسیار ماهر بود. در پادشاه نامه[xi]، مرآة العالم[xii] و تاریخِ محمدی[xiii] ذکرش آمده است. وی در 1053 یا 1055 هـ درگذشت.

از تحریرهایِ امیرانِ درباریِ دورة مغول که در اول یا آخر با عباراتِ «ثبت» «عرض دیده شد» پایان می یافتند برمی‌آید که نویسندة این تحریر، مسئولِ کتاب خانة شاهی بوده است و در دورانِ مسئولیتش کتاب ها را بررسی می کرده است و هر کتابی که می دیده است با ذکرِ تاریخ «عرض دیده» نوشته مُهر می زد.

در آخرین صفحة کتاب، چندین مُهر و تحریر است که مربوط به امیران و کتاب‌دارهایِ دورة شاهجهان  و عالمگیر[xiv] است. دربارة نویسندگان مطلبی پیدا نشد. البته ممکن است مورّخی بتواند سراغی از آن ها داشته باشد از این رو نام آن ها را می آورم: بلال، جنید، خواجه میر، جان محمد، حفظ خان، نعمت.

بعد از عالمگیر هیچ معلوم نیست چه بر این کتاب آمده است.از سرورقِ کتاب این قدر فهمیده می شود که این نسخة باارزش در 1870 افتخارِ حضور در رامپور داده زینت بخشِ کتاب خانة نواب کلب علی خان بهادر[xv] – خُلد آشیان- شد.

این دربارة سرگذشتِ این نسخه. یک نکتة دیگر هم بشنوید! در ورق 17 ب نسخة مزبور این بیت آمده است:

مج کا نہ ہواکُچ ہوس، مانک و موتی            فقیراہلیغہ بس بولغو سید ور پانی و روتی

 

سِر دِنیسون راس[xvi] – مدیرِ مدرسة عالیة کلکتّه[xvii] و بعدها مدیرِ اسکول آف اورینتل استادیز لندن- این رساله را در ضمیمة سالِ 1910نشریة رائل ایشیاتیک سوسائتی بنگال[xviii] چاپ کرده بود. در صفحة 30 ایشان این بیت را این طور چاپ کرده است:

مج کا نہ ہواکج ہوس، مانگ و موتی                        فقیراہلیگا بس بولغو سی پانی و روتی

و در صفحة پنجِ تمهید به ترکیبِ واژگانِ ترکی و هندیِ بیت اشاره کرده است و تلفّظِ اردویِ آن را به شکلِ رومن و امروزی نوشته است:                             مجھ کو نہ ہوا کچھ ہوسِ منگ و موتی

سپس بیت را به انگلیسی ترجمه کرده است: من لعل یا مروارید نمی خواهم . برایِ فقیر آب و نان کافی است.

یعنی دِنیسون راس در مصرعِ اول  «مانگ» یا «منگ» را «مونگا» قرائت کرده است. در حالی که درست نیست. در اصلِ کتاب این واژه «مانک» آمده است به معنایِ لعل. پس لزومی ندارد که «کاف» در این واژه تبدیل به «گاف» شود. در مصرعِ دوم هم «اهلیفه» را «اهلیگا» و «بولغوسیدور» را «بولغوی» نوشته است که درست نیست.

الغرض این اولین سندی است از یک مصرعِ اردو که یک پادشاهِ مغول هندوستان گفته و نوشته است و این رساله همچنان محبّتِ مغولان را به زبانِ هندی ثابت می کند.



پی نوشت به قلمِ مترجم (لیلا عبدی خجسته)

[i]- رامپور رضا لائبریری در شمالِ هندوستان قرار دارد. این کتاب خانه را به نامِ «رامپور استیت لائبریری» نواب سید فیض الله خان بهادر والیِ رامپور  (1145- 1208هـ/1733- 1794) در 1208هـ/ 1794 تاسیس کرد ودر دورانِ نوّابانِ بعدیِ رامپور گسترش یافت در ژوئیة 1975 این کتابخانه ملّی شد و به نامِ رامپور رضا لائبریری تغییرِ نام یافت. نامِ آن برگرفته از نامِ آخرین والیِ رامپور – نوّاب سیّد رضا علی خان بهادر می باشد (1930-1966). این کتاب خانه به دلیلِ وجودِ تابلوهایِ مینیاتور، نسخه هایِ خطی نادر و کتاب هایِ کم یاب و نایاب به زبان هایِ مختلف از شهرتی جهانی برخوردار است. فهرستِ نسخه هایِ خطی این کتاب خانه چاپ شده است. این کتاب‌خانه، مجلة ارزشمندی به نامِ:  جَرنل منتشر می‌کند. اوّلین شمارة آن در 1990 منتشر شد. یکی از روسایِ کتابخانه دربارة این کتاب خانة کتابِ مستقلّی چاپ شده است: تاریخِ کتاب‌خانة رضا: عالیة دارالرّیاستِ مصطفی آباد عُرف رامپور- از: حافظ احمد علی خان شوق رامپوری- 1998- رامپور رضا لائبریری، رامپور.

[ii]- ظهیرالدّین محمد بابُر (888-937هـ/ 1483-1530) بنیانگذارِ سلسلة مغولان در هندوستان. وی در930هـ/ 1526 ابراهیم لودی (دورة حکـ: 923-930هـ/ 1517-1526) آخرین پاشاهِ طایفة لودی افغان را در دهلی شکست داد و امپراطوریِ مغولانِ هند را در هندوستان بنا نهاد.

[iii]- بابُرنامه (= واقعاتِ بابُری یا توزکِ بابُری) نوشته هایِ بابُر به زبانِ ترکی چغتایی بین سال هایِ 899 تا 936 هـ/ 1493-1529 است. این کتاب به فارسی و اردو و دیگر زبان ها ترجمه شده است.

[iv] - محمد بیرام بدخشانی (بیرام خان) ملقّب به خان خانان (درگذشت: 968هـ/ 1561) از وزیرانِ سلسلة مغولان در هندوستان و صدرِ اعظمِ جلال الدین اکبر شاه بود.

[v] - نصیرالدّین بیگ محمد خان همایون (913- 963هـ/ 1508-1556) دومین پادشاهِ مغولان در هندوستان.

[vi]- جلال الدّین محمد اکبر (949 هـ/ 1542- 1605) سوّمین پادشاهِ مغولان در هندوستان که به «مغولِ اعظم» نامیده می شود.

[vii] - شهاب الدّین محمد شاه جهان (1000-1076هـ/ 1592-1666) پنجمین پادشاهِ مغولان در هندوستان. محمد شریف مخاطب به معتمد خان (درگذشت: 1049هـ/ 1639) شاهجهان نامه = پادشاه نامه را تالیف کرد.

[viii] - عبدالحق امانت خان (978-1055 هـ/ 1570- 1645) خوشنویس و کتابدارِ مشهورِ ایرانی دربارِ مغولان هندوستان. از سویِ شاهجهان به لقبِ امانت خان مفتخر شد. از وی شماری کتیبه در بناهایِ ساختة شده دورة جهانگیر و شاهجهان بر جای مانده است.

[ix] - نورالدّین سلیم جهانگیر (976- 1036هـ/ 1569-1627) چهارمین پادشاهِ مغولان در هندوستان. توزکِ جهانگیری یا جهانگیرنامه به فارسی وقایعِ دورة سلطنتِ وی است. این کتاب به تصحیحِ محمد هاشم از سوی بنیادِ فرهنگِ ایران در 1359شمسی چاپ شده است.

[x] - میرزا عبدالرجیم خان خانان (964-1036هـ/ 1556-1627) پسرِ بیرام خان که وزیر و شاعرِ برجستة اکبر شاه و جهانگیر شاه بود.

[xi] -بادشاه نامه تالیفِ عبدالحمید لاهوری است. این اثر در1283هـ/ 1867 در کلکته به چاپ رسید.

[xii] -مراة العالم: تاریخِ اورنگ زیب- تالیف: محمد بختاورخان. این کتاب با تصحیح و مقدمه و حواشیِ ساجد علوی از ادارة تحقیقاتِ پاکستان، لاهور، 1979 چاپ شده است.

[xiii] -تاریخ محمدی، تالیفِ: محمد بن رستم بن کیقباد حارثی بدخشی (1098-1161هـ/ 1686-1748) از علمایِ حدیث و رجال در هندوستان. این کتاب به  تصحیح: نثار احمد فاروقی از  کتابخانة رضا رامپور در 1996 چاپ شده است.

[xiv] - اورنگ زیب عالمگیر(1027-1118هـ/1618-1707) ششمین پادشاهِ مغولان در هندوستان. علی میر عسکری مخاطب به عاقل خان خوافی رازی (درگذشت: 1108 هـ/ 1696) ظفرنامة عالمگیری = واقعاتِ عالم گیری را تالیف کرد.

[xv] - نواب سیّد کلب علی خان (1249- 1304هـ/ 1834-1887) که شاعری توانا بود و به «فائق» تخلص می کرد.  در 1281 هـ/ 1864 حاکمِ رامپور شد.

[xvi] - ادوارد دنیسون راس(Edward Denison Ross) (1871-1940) شرق شناسِ برجستة انگلیسی. از 1896 تا 1901 مدیریّتِ مدرسة عالیة کلکتّه را بر عهده داشت. در 1916 کهSchool of Oriental Studies (بعدها SOAS)تاسیس شد اوّلین مدیر بود.  برخی از آثارش برحسبِ اوّلین سالِ چاپ:

- The Tarikh-i-rashidi; a history of the Moghuls of central Asia; an English version, 1895.

- The heart of Asia : a history of Russian Turkestan and the Central Asian Khanates from the - earliest times, 1899.

- Modern Persian Literature, 1900.

- Denison Ross, Edward- G, Brown, Edward, Catalogue of two collections of Persian and Arabic manuscripts Preserved in the India office library, 1902.

- The Persian and Turki divans, Bayram Khan, Khan Khanan, 1910.

- An Arabic history of Gujarat; Zafar ul-wálih bi Muzaffar wa ālih; by ʻAbdallah Mu.hammad bin ʻOmar Al-Makkí, Al-Āsafí, 2 Vol, 1910-1921.

- The Panjab North-west Frontier Province And Kashmir ,1916.

- A Persian Anthology (RLE Iran B): Being Translations from the Persian, By Edward Granville Browne, with an introductory memoir by J. B. Atkins; edited by Edward. Denison Ross, 1927.

- Turkestan Down To The Mongol In Asion, 1928.

- Persian Pictures, 1928.

- The Persians, January 1931.

 

[xvii] - مدرسة عالیة کلکتّه در 1780 توسّط وارن هستینگ (1732-1818) – فرماندارِ کلِ فورت ولیام در بنگال- ساخته شد که تمامی قوانین و ضوابطِ آن به فارسی نوشته شده بود. برایِ این مدرسه مولوی و مفتی از بنگال استخدام شد و در این مدرس زبان هایِ: فارسی، عربی، بنگالی و انگلیسی تدریس می شد و دروسِ این مدرسه همان درسِ نظامی بود. ملّا مجد الدّین اولین سرپرستِ مولانا در این مدرسه بود. در 1850 برایِ این مدرسه مدیر تعیین شد که اولین مدیر دکتر آلیوس اشپرنگر (دورة مدیریت: 1850 تا 1857) بود و همة آن ها از سویِ دولتِ بریتانیا انتخاب می شدند که همگی از برجسته ترین شرق شناسان بودند. در 1854 بخشِ اینگلو پرشین در این مدرسه دایر شد. در 1927 برایِ اوّلین بار فردی هندوستان و مسلمان به مدیریّت این مدرسه منصوب شد: شمس العلماء خواجه کلیم الدّین احمد. پس از تقسیمِ هندوستان، این مدرسه به داکا (در بنگلادش) منتقل شد.  مدرسة عالیة کلکتّه افرادِ بسیار سرشناسی را به دنیا و شبه قارّه تقدیم کرده است: نوّاب عبدالّلطیف (1828-1893) از روشنفکرانِ بنگال که نقشِ به سزایی در اصلاحِ آموزشی این منطقه داشت؛  سیّد امیر علی (1849-1928) سیاست مدار و تاریخ نگار اسلامی در هندوستان که در وارد کردنِ احکامِِ اسلامی در قانونِ هندوستان نقشِ به سزایی داشت؛ محمّد علی چودَری (1909- 1963) نخست وزیرِ وقتِ پاکستان.

[xviii] - The Journal of the Royal Asiatic Society of Great Britain and Ireland

 

منابع

- اصلاحی، مولانا ضیاء الدین، مولانا امتیاز علی عرشی، معارف، جلد 127، عدد 3، اَعظم گَر: دارالمصنّفین، مارس 1981.

- عرشی، امتیاز علی، قلمی کتابون کی سرگذشت، هم قلم، جلد 2، شمارة 1، کراچی: ادارة مصنّفینِ پاکستان، سپتامبر 1961.

 

این مقاله با عنوان: قلمی کتابون کی سرگذشت  از سویِ شادروان امتیاز علی عرشی (1904-1981) به زبانِ اردو در ماهنامة «هم قلم»،  سپتامبر 1961، جلد 2، شمارة 1، ادارة مصنّفینِ پاکستان، کراچی چاپ شده است. قسمت هایِ اوّلِ مقاله که به بحثِ کلّی دربارة  نسخه هایِ خطی می پردازد در این برگردان حذف شده است.(یادداشت مترجم)

پدیدآور: امتیاز علی عرشی

رئیسِ وقتِ کتاب خانة رضا، رامپور، هندوستان.

 ترجمه و پی  نوشت: لیلا عبدی خجسته

 این مقاله برای نخستين بار در «پایگاهِ خبری نسخ خطّی بساتين» http://www.manuscripts.ir منتشر می‌شود. 

 

 

کد امنیتی
تازه کردن

تازه های نشر

آمار بازدیدکنندگان

مهمانان :

41 

امروز :
دیروز :
این هفته :
این ماه :
بازدید کل :
525
1040
6405
9538
16249490