نستعلیق و تشعیر دو عنصر هم‌نشین در کتاب‌آرایی محسوب می‌شوند. شروع تقریبی این دو هنر در یک برهۀ تاریخی و کاربرد مکرر آن‌ها در کنار یکدیگر از عواملی است که پرداختن به این موضوع را ضروری می‌نماید. هدف این تحقیق شناسایی دقیق فرم نستعلیق و تشعیر در کتاب‌آرایی ایرانی در فاصلۀ زمانی دورۀ تیموری تا قاجار است. پرسش‌های این مقاله عبارت‌اند از: 1- چه عواملی سبب شکل‌گیری فرم نستعلیق و تشعیر در کتاب‌آرایی ایرانی شده است؟ 2- بر اساس رویکرد صورت‌گرایی نقاط اشتراک و افتراق میان نستعلیق و تشعیر چیست؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسش‌ها از روش توصیفی-تحلیلی و با رویکردی به نظریه صورت‌گرایی این تحقیق بررسی شده است. شیوه جمع‌آوری اطلاعات کتابخانه‌ای است. به طور خلاصه نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد الحاق این دو هنر به یکدیگر پس از دوران فترت، سبب نمایش ظواهر تزیینی تیموریان در جهت نمود سرمایه شده و ناشی از ادراک زیباشناسانه حاکمان آن‌هاست. کاربرد بیش از پیش نستعلیق و تشعیر کنار یکدیگر در دوره صفویه به اوج می‌رسد و خصوصیات صوری مشترک میان آن‌ها در مرقعات به تعادلی پایدار تبدیل می‌شود. همچنین قابلیت تزیینی تشعیر و واژگان نستعلیق در قالب سیاه‌مشق که از دوره قاجار به صورت مجزا شکل می‌گیرد از دیگر تشابهات میان آن‌هاست. تمایزاتی از قبیل قاعده‌مند بودن نستعلیق در برابر تشعیر و اولویت داشتن وجه روایی نستعلیق دربرابر وجه تزیینی تشعیر در طول ادوار مورد مطالعه همواره مورد توجه بوده است.

این مقاله نگاشته فائزه نوروزی؛ جمال عرب زاده و ایرج اسکندری است که در نگره، دوره 13، شماره 47، پاییز 1397 منتشر شده است.

اصل مقاله

 

 

کد امنیتی
تازه کردن

آمار بازدیدکنندگان

مهمانان :

137 

امروز :
دیروز :
این هفته :
این ماه :
بازدید کل :
133
1079
4130
36098
15825168