کد مطلب : 6941
02 دی 1398 - 11:50
تعداد بازدید : 111 بار
اخبار » مقالات

در دهه 1970پاکستان با یک ناشر تُرک آشنا شد که روی بسته هایِ پُستی کتاب های ارسالی اش: «حسین حلمی ایشیق» و نام اداره اش: «مکتبه ایشیق» می نوشت. وی همراه  کتاب ها، همیشه فهرست کتاب هایش را ارسال می کرد و همراه هر بسته کتاب، به درخواست کننده کتاب یک فرم خالی هم ارسال می کرد تا نام دوستانش را بنویسد و این ناشر تُرک بتواند کتاب هایش را برای آنها هم ارسال کند. من هم یکی از کسانی بودم که کتاب های «مکتبه ایشیق» را مرتب دریافت می کردم. نمی دانم نشانی من چطور را به دست آورده بود. به گمانم حکیم محمّد موسی اَمرت سَری (1927-1999) نشانی ام را به آقای حسین حلمی داده بود. مرحوم حکیم موسی «مرکزی مجلس رضا» را تأسیس کرده بود و به تصوّف خیلی علاقه داشت. از این رو با آقای حلمی در ارتباط بود و افراد مختلفی را به ایشان معرّفی کرد تا برایشان کتاب ارسال کند.من در 1974در کتاب خانه گنج بخش (مرکز تحقیقات ایران و پاکستان) کار می کردم. کتابدار آنجا دکتر محمّد حسین تسبیحی بود بود و من و محمّد نذیر رانجا به عنوان دستیار در کنار ایشان کار می کردیم. آقای حلمی برای هر سه نفر ما از ترکیه کتاب ارسال می کرد. البته دکتر تسبیحی و آقای رانجا از طریق نامه با آقای حلمی در تماس بودند. در 1975 دکتر تسبیحی به استانبول رفت و با آقای حلمی دیدار کرد. درآنجا با پروفسور محمّد یوجل (درگذشت: 30 اوت 2010) آشنا شد که به زبان های: فارسی، عربی، انگلیسی و فرانسه مسلّط بود.دکتر تسبیحی با خرج خود در هتل اقامت داشتند. ولی وقتی آقای حلمی متوجه شد، ایشان را به عنوان مهمانش پذیرفت و پروفسور یوجل را هم به خدمت ایشان مامور کرد. دکتر تسبیحی وقتی به پاکستان برگشت، از «مکتبه ایشیق» و رفتار گرم آقای حلمی بسیار تعریف می کرد.

در همان سال، میان جمیل احمد شرق پوری در ماه نامه اش «نوراسلام» ویژه نامه «اولیای نقشبندیه» در لاهور منتشر کرد و من به عمدا مقاله ای به فارسی در آن نوشتم درباره آقای حلمی و مکتبه اش: «حسین حلمی ایشیق مدّظله» (حصه دوم، شماره مارس- آوریل 1979) منابع این مقاله را هم از روی فهرست خود مکتبه و نامه هایِ آقای حلمی به حکیم موسی اَمرت سَری، دکتر تسبیحی و آقای رانجا به دست آوردم. سپس این ویژه نامه به آقای حلمی رسیده بود.

در 1989 برای دکتری زبان وادبیات فارسی از پاکستان به تهران رفتم و در 1993 مدرکم را گرفتم. موضوع رساله  دکتری ام: تصحیح و تدوین ملفوظات خواجه ناصرالدین عبیدالله احرار (1404-1490م) بود که خلیفه و دامادش – میرعبدالاول نیشابوری (درگذشت: 1500م) گردآوری کرده بود. این مجموعه به «مسموعات» مشهور است. موضوع رساله ام می طلبید که به کتاب خانه های ترکیه رجوع کنم.

رمضان 1412ق/ مارس 1992 از تهران با قطار به ترکیه رفتم. از روی کتاب های ارسالی آقای حلمی، شماره تلفن او نوشته شده بود. از همان ایستگاه قطار به ایشان تلفن زدم. کسی که تلفن را برداشت متوجه انگلیسی من نشد. از این رو ناچار به محلّه سَرکچی در شهر استانبول رفتم و هتل ارزان قیمتی کرایه کردم. پس از استراحت به دنبال آدرس گشتم: «مکتبه ایشیق، دارالشفقة جاده، 72، فاتح، استانبول». آنجا جوانی به نام جلال هیبو (درگذشت: 16 نوامبر 1995) را دیدم که خیلی خوب انگلیسی می دانست. به او گفتم که من سال ها درباره آقای حلمی مقاله ای در یکی از مجلات پاکستان نوشته بودم و بعد خودِ آقای حلمی این مقاله را در استانبول دوباره چاپ کرده بود. اکنون برای دیدار این آقای حلمی آمده ام. با شنیدن این حرف، آقای جلال به انبار کتاب ها رفت و آن مقاله را پیدا کرد و گفت که شما نویسنده این مقاله، عارف نوشاهی هستید؟ پس از ادای نماز، آقای جلال من را به مسجدی بود که خرقة مبارک حضرت رسول ص گذاشته شده است. روایت است که پیامبر اکرم ص این خرقه مبارک را به حضرت اویس قرنی عطا کرده بود. این خرقه مبارک برای زیارت در ایام ماه مبارک در یک صندوق شیشه ای گذاشته می شود. در این صندوقچه، موی مبارک حضرت ص هم گذاشته شده بود. مرد و زن با ارادت خاصی در حالی که صلوات می فرستادند، آنها را زیارت می کردند. البته به هیچ کس اجازه نمی داند که به جلوی صندوقچه توقّف کند. آقای جلال من را جلو برد و گفت که مهمان از پاکستان است. من کنار صندوقچه ایستادم. شیشه را برداشتند و بوی خوش داخل آن در تمام فضا پیچید. سپس به مسجد فاتح سلطان محمد دوم رفتیم و سر  قبر سلطان فاتحه فرستادیم بعد به خانه آقای حلمی در محله فاتح رفتیم. بزرگ 82 ساله با لبخند خوش آمد گفت. وی به فارسی  فصیح با من صحبت می کرد. گفتم که از دوستان حکیم موسی اَمرَت سَری هستم. خوشحال شد و درباره او احوال پرسی کرد. موضوع گفتگو درباره فسق و فجور در ترکیه بود. آقای حلمی گفت که آتاترک با از بین بردن رسم الخط عربی و جایگزین کردن لاطین، ظلم کرد. در این هنگام، نماز عصر شد. جلال و من به او اقتدا کرده نماز خواندیم. من چون که مسافر بودم نماز را شکسته خواندم. پس از نماز ایشان، دو کتاب مشهور فقه حنفی: «ردالمختار» و «ترغیب الصلوة» را به من نشان دادند و عبارت های آنها را خواندند که اگر مسافر، به پیش نماز مقیم اقتدا کرد، نماز کامل بر مسافرواجب است. آقای حلمی مشفقانه این آموزش را دادند. سپس تسبیح شان را به من عنایت کردند و گفتند که پس از هر نماز، 11 دفعه سوره اخلاص را بخوان. حدیث است که چنین شخصی وارد بهشت می شود. بعد آقای حلمی، نامه های زیادی نشان دادند که از سراسر دنیا به ایشان فرستاده شده است: پاکستان، هندوستان، اردن، اسراییل، مصر، اندونزی و دیگر کشورها. آقای حلمی گفت که این ثروت و دولت همه از کرم و لطف الهی و انفاس مشایخ نقشبندیه است. وی به ویژه از مرحوم عبدالحکیم آرواسی (درگذشت: 1364ق) با ارادت خاصی یاد می کرد. آقای حلمی از من پرسید در استانبول در کجا اقامت دارم؟ وقتی گفتم در هتل. به پسرش – احمد عبدالحکیم – (درگذشت: 25 مارس 2001) گفت که ایشان مهمان ما هستند. وسایل او را از هتل به خانه امان بیاور. از این به بعد مهمان ما هستند.  دیگر وقت ملاقات تمام شد. وی برای بدرقه از طبقه بالا تا پایین آمد. خواستم دستش را ببوسم که اجازه نداد و فقط این شعر مولوی را خواند:

از محبت دُردها صافی شود

از محبت دَردها شافی شود

از محبت خارها، گُل می شود

از محبت سرکه ها، مُل می شود

بعد من متوجّه شدم که آقای حلمی در این سن و سال گوشه نشین شده اند و در تمام سال با کسی ملاقات نمی کنند به جز عید فطر و قربان. و این سعادتی بود که توانستم با ایشان دیدار کنم. وقتی این خبر پخش شد، مردم به دیدن من می آمدند و تبریک می گفتند که چنین سعادتی نصیبم شده است.پروفسور محمّد یوجل مرتب تبریک می گفت و می پرسید که آقای حلمی چه گفتند.

پس از این ملاقات، من خود به خود عضوی از حلقه اخلاص وقفِ آقای حلمی شدم، بلکه می توانم بگویم که نور چشمی شدم. در این سفر مدیر اخلاص موترز- آقای اوغلو- خیلی به من خدمت کردند. از اینجا بود که یک رابطه قلبی بین من و اخلاص وقف به وجود آمد که تا الان سال 2019 همچنان ادامه داد. ثمرات این رابطه خود داستانی جداگانه می طلبد.

حسین حلمی ایشیق در 26 اکتوبر 2001 در سن نودسالگی در استانبول درگذشت و در جوار مزار حضرت ایوب انصاری به خاک سپرده شد. پس از آن، من چندین بار که به استانبول سفر کردم برای فاتحه خوانی به مزار ایشان رفتم.

«مکتبه ایشیق» امروزه به نام «حقیقت کتابوی» است که درباره اسلام، تصوف و به ویژه سلسله نقشبندیه مجددیه کتاب هایی به زبان های: عربی، فارسی، اردو و ترکی چاپ می کند و به رایگان توزیع می کند. آقای حلمی در زمان حیات شان، کتاب های چاپ شده در هندوستان و پاکستان به صورت چاپ عکسی در ترکیه منتشر می کرد. مثلاً: مکتوبات امام ربّانی (تدوینِ: مولانا نور احمد اَمرَت سَر)؛ مکاتیب شریفه (از: شاه غلام علی دهلوی)؛ زبدة المقامات (از: محمّد هاشم کشمی برهان پوری)؛ دُر المعارف (تدوینِ: شاه روف احمد مجددی). پس از درگذشتِ آقای حلمی، کتاب های تایپ شده چاپ می شوند و تمام کتاب ها به صورت پی.دی.اف به رایگان در این سایت قابل دسترسی است: www.hakikatkitabevi.net

در راسته محله سرکچی، دکانی سات که به ترکی Serhend Kitabevi نوشته شده است. در اصل، نام سَرهند شریف است. تمام کتاب های انتشارات «حقیقت کتابوی» موجود است. دکاندار آقای محمت گُل است. به قدری مهمان نواز، شیرین گفتار و مخلص است که انسان از هم نشینی با او سیر نمی شود.

 

ترجمه و تنظیم: لیلا عبدی خجسته

خلاصه شده از مقاله به زبانِ اردو: «ترک مبلغ اسلام حسین حلمی ایشیق (1911-2001ء) سے ایک یادگارملاقات»، مقاله‌نویس: دکتر عارف نوشاهی، جلد 204، عدد 5، نوامبر 2019، صفحات: 364 تا 372، ماه‌نامه معارف،دارالمصنفین شبلی اکادمی، اَعظم گَر، هندوستان.

 

 

کد امنیتی
تازه کردن

آمار بازدیدکنندگان

مهمانان :

33 

امروز :
دیروز :
این هفته :
این ماه :
بازدید کل :
444
1040
6324
9457
16249409